دکتر تدریجی، فیلسوفِ خودخوانده و پادشاهِ بلامنازعِ همهچیزدانهاست؛ پیرمردی سی ساله که طوری ژستِ پدرخواندگیِ علمِ سیاست را میگیرد که گویی افلاطون شاگردِ اولِ کلاسش بوده. گزارههایش را با یک آزمونِ شفاهی به سمتت پرتاب میکند تا ثابت کند رسماً هیچچیز از جامعهٔ مدنی و توسعهٔ نهادی سرت نمیشود.
بزرگترین شاهکارِ منطقیاش این است که اگر در جهان باران ببارد و او تأییدش نکرده باشد، آن باران وجاهتِ نهادی ندارد و باید بازنگری شود. تمامِ سابقهٔ مبارزاتیاش هم به دورانِ دبستانش برمیگردد.
اکنون در اقامتگاهی انضباطی با طعمِ چایِ کمرنگ و نوبتِ اجباریِ تلفن روزگار میگذراند؛ البته از نظرِ خودش آنجا هم یک کلینیکِ مدنی برای اصلاحِ ساختارِ همبندیهاست. شما فعلاً تکالیفتان را بنویسید تا بعد با هم صحبت کنیم.