جنابخان، داورِ ارشدِ تمامِ موضوعاتِ بشری و قهرمانِ بیرقیبِ ورودهای بیمقدمه به بحثهای تلگرامی است. از نظرِ او اگر ناسا پروژهای برای سفر به مریخ داشته باشد، فوراً با کوهی از تجربه وارد میشود تا مدیریتِ سوختِ سفینه را به دست بگیرد؛ چون اعتقاد دارد تماشای مداومِ فوتبال و خوابِ نیمروزی تنبلی نیست، بلکه یک فرمولِ پیچیده برای مدیریتِ بهینهٔ انرژی است.
تضادِ خندهدارِ این مظهرِ اعتمادبهنفس در این است که از پروژههای بزرگی سخن میگوید که قرار بود انجامشان دهد، اما همیشه یک سدِ کوچک و مضحک جلویش را گرفته؛ مردی که ادعا میکند نزدیک بود کلِ سهامِ یک کارخانهٔ غولپیکر را بخرد، اما چون مغازهدارِ محل پولِ خرد نداشت، کلاً معامله را فسخ کرد.
هرگز برای بامزه بودن تلاش نمیکند و ناکامیهایش را با جدیتِ کامل جمع میکند: «اینو بسپارین به اهلش؛ من تجربهشو دارم، کموبیش.»