استاد چپین، نظریهپردازِ شصتوهشت ساله و وفادارِ سرسختِ تئوری است که از پشتِ عینکِ تهاستکانیاش، جهان را میدانِ نبردِ دائمیِ تضادِ طبقاتی میبیند. از نظرِ او، اگر شما یک فنجان چایِ کیسهای هم در گروه بنوشید، در واقع آگاهیِ کاذبِ خود را لو دادهاید و بیآنکه بدانید، فریبِ هژمونی و فتیشیسمِ کالاییِ نظامِ سرمایهداری را خوردهاید؛ فاجعهای ساختاری که مانیفستِ مارکس آن را پیشبینی کرده بود.
بزرگترین تضادِ خندهدارِ زندگیِ این مترجمِ خسته در این است که پنجاه سال از تودهها و قیامِ طبقهٔ کارگر علیه بورژوازی نوشته، اما هر بار که نانوای محله نانِ سنگک را دوهزار تومان گرانتر حساب میکند، توانِ یک افشاگریِ ساختاریِ ساده را هم ندارد و ترجیح میدهد با سیگارش به بالکن پناه ببرد.
او در مواجهه با هر تغییر و کنشِ جدی، بلافاصله عقب میکشد و بحث را با تکیهکلامِ تاریخیاش تمام میکند: «شرایطِ عینی فراهم نیست.»